سيد محمد مهدى جعفرى

78

سيد رضى ( فارسى )

5 - از الطائع للّه خليفه در برابر فرستادن لباس و ورقى سپاسگزارى ، و او را مدح مىكند ، در سال 376 ه . ( ديوان 2 - 114 ) . 6 - از شريف الدوله ، در برابر آزادى پدرش ، در سال 376 ه ، تشكر مىكند . ( ديوان 2 - 128 ) . 7 - بهاء الدوله در سال 402 ه خلعتهايى گرانبها و دو حمايل كه نشان مسئوليتهايى جديد است ، براى سيد رضى مىفرستد ، سيد رضى ضمن تشكّر ، از قبول آنها عذر مىخواهد . ( ديوان 2 - 141 ) . 8 - چون ابو طاهر ابراهيم پسر ناصر الدولهء حمدانى در گذشت ، سيد رضى قصيده‌اى در رثاى او سرود . وى در سال 382 ه بوسيلهء ابو الذواد عقيلى كشته شد . سيّد رضى كه با ابو طاهر دوست بود ، قصيدهء ديگرى هم با قافيهء دال ( ديوان 1 - 366 ) برايش سروده است ، ليكن اين قصيده بسيار شيوا و پر محتواتر بود ( ديوان 1 - 490 ) . ابو الفتح عثمان بن جنى نحوى كه استاد سيّد رضى در نحو بود ، به شرح و تفسير قصيدهء اخير سيّد دست زد . سيّد رضى به عنوان سپاسگزارى از ابن جنى قصيده‌اى سروده و فضايل او را در آن قصيده ذكر مىكند . ( ديوان 2 - 166 ) . 9 - از ملك قوام الدين ( شاهنشاه بهاء الدوله ) ، در برابر اين كه او را به « كفايت » خطاب كرده است ، تشكر مىكند ، و ضمن قصيده‌اى در مدح او ، در سال 400 ، به ارّجان مىفرستد . ( ديوان 2 - 297 ) . 10 - در سال 401 ه نيز ، در برابر اين كه بهاء الدوله به او لقب « الشريف الاجل » داده است ، از او سپاسگزارى مىكند و او را مىستايد . ( ديوان 2 - 308 ) . 11 - در سال 376 ه كه پدرش از زندان آزاد شد و به بغداد بازگشت ، خليفه الطائع به ديدن او آمد . سيّد رضى در ضمن قصيدهء مدحيه‌اى از خليفه تشكر مىكند ، ليكن در اين قصيده پدر و نياكان خودش را بيشتر از خليفه مىستايد ، و در بيت آخر آن مىگويد :